تبلیغات
ضد شیطان پرستی - آیا سید جمال الدین اسد آبادی فراماسونر بود؟(2)
 
ضد شیطان پرستی
قولو لا اله الا الله
درباره وبلاگ


سلام به همه منتظران !
اونایی که منتظر فرج مولا (عج) هستن!
امیدوارم هر چه زودتر مولا (عج) ظهور کنن و دل ما رو شاد کنن!
برای سلامتی و ظهور مولا (عج) صلواتی را هدیه فرمایید!
راستی پیشنهاد و انتقاد یادتون نره!

مدیر وبلاگ : محمد سرمدی
نویسندگان

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الْشَیْطانِ الْرَجیمْ

بِسْمِ اللهِ الْرَحْمنِ الْرَحیمْ

 

///پیدایش جریانات استعماری

موضوع بعدی پیدایش جریانات استعماری شیخیه، بابیه، ادلیه و بهائیت است. البته استعمار انگلیس برای سلطه بیشتر به كشورهای اسلامی شروع به جریان‌سازی كرد. از یك طرف تشكیلات فراماسونری، از طرف دیگر حزب و گروه درست كردند. در عربستان وهابیت، در پاكستان و هندوستان، قادیانیه را درست كرد در اینجا هم دوره ناصرالدین شاه، اوج فعالیت‌ بابی‌ها و بهایی‌ها و ازلی‌ها بود. بخصوص كه بین اینها انشعابی رخ داد. یحیی صبح ازل و میرزا حسین علی بها تبدیل به دو فرقه شدند كه انگلیس هر دوی اینها را نگه داشت. اگر چه به بهاییت سرمایه‌گذاری بیشتری می‌كرد. بعد هم که امریكایی‌ها وارد شدند ولی بالاخره اینها در دوره ناصری فعال بودند و فتنه‌هایی كه بوجود آوردند و درگیری ها و اختلافات طوری بود كه جامعه مرتب در تشنج به سر می‌برد.

درویشی‌گری و لاابالی‌گری در این دوره گسترش یافت. در این دوره مرتب فرقه و قطب مانند اویسیه، گنابادیه و... پیدا می‌شد. معلوم بود پشت این کار، مدیریتی وجود دارد. یك طرف غرور و خودخواهی بود اما آن در حد یك محله یا 5-4 نفر بود نه اینكه در سطح مملكت گسترش پیدا كند که یك مرتبه می‌دیدید در گناباد صدای یكی در كرمانشاه شنیده می شود. یکی از مازندران در بندرعباس شنیده می‌شود؛ آن هم با وسایل ارتباط جمعی محدود آن دوران.

موضوع دیگر رشد و گسترش غرب‌زدگی و غرب‌گرایی بود و اینكه نسخه نهایی ترقی ما غرب است. علاوه بر جریان فراماسونری، عده‌ای مانند طالبوف که مقداری هم مذهبی بودند، راه حل را علوم تجربی مطرح كرد که در كتاب وصیت به پسرش گسترش علم غربی را مطرح می‌كند. یا مثل آخوندزاده كه فراماسون هم بوده و مروج غرب‌گرایی است. غیر از قضیه باستان‌گرایی كه از زمان فتحعلی شاه توسط سرجان ملكم شروع شد و تاریخ ایران نوشته شد.

مشرق: آیا فراماسونری با این ابعاد مطرح بود كه هر كس می‌خواهد رشد جامعه را ببینید و در جامعه مطرح باشد به فراماسونری می‌پیوسته و بعدها فهمیدند این جحریان نفوذ استعماری است و از آن جدا شدند یا از ابتدا مشخص بود چه می‌گوید؟

قبلا هم گفتم که سه دسته در تشكیلات فراماسونری هستند. آنها كه برای تفاخر رفتند در فراماسونری ماندند. فرصت‌طلبان كه به خاطر مقام رفتند ادامه دادند. دسته وسطی که فكر كردند که آنجا علم و حرف‌های جدید مطرح است اگر بیرون آمدند، تفكرشان ماند. فراماسونری یک ایدئولوژی دارد و یک تشكیلات، ایدئولوژیش هنوز هم در ذهن بعضی‌ها هست. بحث اومانیسم ریشه آن دارد. وقتی بحث آزادی از مذهب مطرح می‌شود، نتیجه‌اش می‌شود، لاابالی‌گری، فساد، فحشا، انحراف، انحطاط. ممكن است فساد اخلاقی نباشد بلكه بیرون آمدن از تعبد الهی باشد.

در دوران عقب‌ماندگی زمان ناصرالدین شاه یك خلعی وجود داشت كه اینها رشد می‌كردند. این را به عنوان واقعیت اجتماعی، نه حقیقت باید پذیرفت. در جامعه خلعی وجود دارد كه نیاز به تحول جدید است. فراماسون‌ها این خلع را پر می‌كردند. بحث اومانیسم و اصالت انسان و دوری از تعصب و تسامح برای یك عده یك حرف بود. فراماسونری تقید و تعصب را از بین برد که برای یك عده حرف نو بود. چه بسا یك عده آن را نمی‌فهمیدند. مگر اصل اومانیسم که شانیت و جایگاه انسان را می‌پردازد بد است؟ مثل مرحوم بازرگان که از روی نادانی نامه‌ای به آیت‌الله صدوقی می‌نویسد و در آنجا می‌گوید كه ما طرفدار اسلام اومانیستی هستیم و شما طرفدار اسلام فقاهتی هستید. چه بسا مهندس بازرگان متوجه حرفش نباشد اما اومانیستی یك مكتب و ایدئولوژی است. هر كلمه یك بار فكری- فرهنگی دارد. وقتی شما گفتید من دمكراتیك اسلامی می‌خواهم، این كلمه دمكراتیك متعلق به مكتب دیگری است. مثل این است كه بگوید من مسیحی مسلمان هستم، شدنی نیست.

در طرف دیگر نهضت‌های دینی هم داشتیم اما استبداد و جو جامعه اجازه رشد به آنها نمی‌داد. نهضت ضد استعمار و ضد استبدادی كه ملا علی كنی شروع كرد اما این در جامعه فراگیر نشد، به دلیل قدرت استبدادی ناصرالدین شاه. خب امروز باید روش و سیره ملاعلی كنی را مطرح كنیم. دو بیانیه‌ای كه گفتم دو نمونه از كار این آدم است، موارد زیادی دارد كه باید به آن پرداخته شود. همان دو نامه هم مهم است. یك رویارویی را بوجود آورد. باید نهضت تنباكو را مطرح كنیم كه سید در همین دوره وجود دارد اگرچه در ایران نیست و او را اخرج كردند. نامه می‌دهد و دفاع می‌كند که مفاهیم بسیار عالی دارد كه هم در شأن یك عالم مذهبی است و هم در شأن میرزای شیرازی به عنوان یك مرجع است كه به آن تأسی كند. نهضت علمی در اصفهان است مثل میرزا جهانگیرخان قشقایی که یک فیلسوف، عارف، مفسر نهج‌البلاغه، اندیشمند و مدرس بزرگ و نیز ملا محمد كاشی از علمای برجسته حوزه علمیه اصفهان در آن دوران یك حوزه برجسته است.

نهضت علمی در حوزه علمیه نجف بعد از جریان اخباری‌گری مربوط به همین دوران است. که مرحوم وحید بهبهانی با این اخباری‌گری مقابله كرد و شیخ انصاری استمرار حركت بهبهانی را انجام داده است. ملاحسینقلی همدانی هم توانست مبانی عرفان و فلسفه اسلامی را در متن جامعه مذهبی بیاورد.

///وضعیت جهان اسلام

در جهان اسلام باید اوضاع مصر را بررسی كنیم با توجه به اینكه به امپراتوری عثمانی وابسته بود انگلیس‌ها در آنجا شیطنت می‌كردند اما از نظر فكری سیاسی جلوتر از ایران بود. دوم وضع افغانستان بود كه انگلیس‌ها در آنجا مسلط بودند اما به دلیل ساختار عشایری نمی‌توانستند كاملا نفوذ كنند مقاومت‌ها وجود داشت. سید 13 سال در آنجا می‌ماند. تحول و تغییری بوجود می‌آمد كه ما اطلاعاتی نداریم. و به دلیل همین اقامت بلند مدت سید را اسعدآبادی می‌دانند که در اصل او اهل اسدآباد همدان است. آن دوره به دلیل اختلافاتی كه انگلیسی‌ها بین شیعه و سنی و تشتط‌ها بوجود آورده بودند، سید تلاش می‌كرد هویت وطنی خود را مخفی نگه دارد. مثلا گاهی با نام جمال‌الدین كابلی امضا می‌كرد. سید 36 اسم مستعار داشت كه در كتاب «سید جمال‌الدین» آقای خسروشاهی آمده است. شیخ جمال‌الدین، جمال‌الدین افغانی، سید جمال‌الدین حسینی و ... از این قبیل‌اند.

سید 10 سال در مصر ماند و در دانشگاه الازهر تغییر و تحولی بوجود آورد كه تحولات بعدی فكری مصر مرهون سید است. او به هندوستان رفته و مجله تعلیم و تربیت را منتشر می‌كند و در این مجله به مسائل اسلامی می‌پردازد. آنجا علاوه بر سلطه انگلیس، سید احمد خان هندی وجود داشت كه عالم بزرگی بود اما تحت تاثیر انگلیسی‌ها قرار می‌گیرد. در دوره‌ای كه مسلمانان مشغول مبارزه علیه استعمار بودند او می‌گوید مبارزه فایده ندارد باید تحول فرهنگی بوجود آوریم. او با نفی مبارزه علیه انگلیس فعالیت‌های فرهنگی شروع می‌كند که مدرسه «علی گر» را ایجاد می‌كند كه اكنون با کمک انگلستان تبدیل به دانشگاه شده. ایشان دیداری از لندن داشت که تحت تاثیر انگلیسی‌ها شروع به تفسیر مادی قرآن می‌كند. سه جلد آن به فارسی ترجمه شد و به دلیل محتوا ادامه پیدا نكرد. سید جمال با این آدم درگیر می‌شود و رساله به نام نیچریه می‌دهد یعنی مادی‌گری و طبیعت‌گرایی. آنجا می‌گوید آنچه كه شما ارائه كردید مادی‌گری از قرآن را ارائه می‌دهد و برخلاف قرآن است. در اینجا باید شخصیت سید را شناخت که چگونه نسبت به انحرافات حساسیت به خرج می‌داده است. این درگیری شدید می‌شود كه بعدها اقبال لاهوری نامه‌ای به سید احمدخان می‌نویسد و به حركت استعماری‌اش اشاره می‌كند.

سید سه بار به ایران دعوت می‌شود. که توسط شاه اخراج می‌شود و در فرانسه همراه شیخ محمد عبدو - از علمای بزرگ مصر - كه در حقیقت شاگرد سید جمال بوده. بعد از سید جمال رئیس دانشگاه الازهر می‌شود كه می‌توان به آن پرداخت. آنجا روزنامه عروه الوثقی را منتشر می‌كند. آن موقع ما روزنامة هایی علیه اسلام و دفاع از غرب داشتیم. اما این تنها روزنامه‌ای است كه مدافع اسلام و قرآن و دین به زبان عربی است.

این روزنامه جایگاه وسیعی پیدا می‌كند و وقتی وارد ایران می‌شد مخفیانه دست به دست می‌گشت. حتی روزنامه اطلاع را در كتابخانه مجلس دیدم كه دو مقاله از آن روزنامه منتشر كرده که ناصرالدین‌ شاه مطلع می‌شود و از چاپ آن جلوگیری می‌کند. بعدها هم مقالاتی از عروه الوثقی را ترجمه می‌كند اما اسمی از سید نمی‌برد. این مجله در كشورهای اسلامی بسیار مؤثر بود. غربی‌ها و انگلیس احساس خطر می‌كنند و مانع از ادامه این روزنامه می‌شوند. مقالات عروه الوثقی هنوز حرف نو دارد و عمق و جامعیت سید را نشان می‌دهد. بعضی مقالات را هم شیخ محمد عبدو می‌نویسد.

وقتی عروه‌الوثقی توقیف می‌شود ایشان روزنامه ضیاءالخائفین را می‌نویسد و منتشر می‌كند. انگلیسی‌ها آن را هم توقیف می‌كنند. چند كتاب منتشر می‌کند. در ارتباط با اوضاع جامعه در ایران و دیگر جاها نامه‌ها و اعلامیه‌هایی ارائه می‌دهد. این بیانیه‌ها و نامه‌های سید به علما و شخصیت‌ها مثل اعلامیه‌های قبل از انقلاب كه در بیداری جامعه تاثیر داشت، دست‌ به دست می‌گشت. سید در مسائل فكری بر دین و سیاست تكیه داشت. به عنوان یك عالم هم در چارچوب دین صحبت می‌كرد و هم توجه به سیاستی داشت كه با استبداد و استعمار تقابل داشته باشد. مبانی فلسفی سید قابل توجه است، بخصوص كه در مكتب میرزا حسینقلی درس خوانده. برخی نوشته‌ها و آثارش را از لحاظ فلسفی برجسته می‌دانند و به مبانی عرفانی‌اش اشاره شد. او روی احیای قرآن و اسلام اصرار دارد و آن را راه‌حل در مقابله با فرهنگ غرب و استبداد شاهنشاهی می‌دادند. در زمینه توجه به مبانی قرآنی در بیانیه‌ها و مقالات عروه‌الوثقی اشاراتی دارد. احیای فرهنگ و تمدن اسلامی را مطرح می‌كند كه مسلمان‌ها در برابر غرب، خود باخته نشوند و احساس ذلت نكنند. حركتی كه سید پدید آورد یك روح دینی و اسلامی در برابر جریان غرب‌زدگی بود كه منحصر به ایران هم نبود. در اواخر دوره ناصرالدین شاه از اواخر 1306 در استانبول بحث هیئت اتحاد اسلام را مطرح می‌كند. بعدها هم كمونیست‌ها و هم خارجی‌ها برای خدشه‌دار كردن، می‌گویند این توطئه‌ای بود كه می‌خواست امپراتور عثمانی باقی بماند. اما سید در این هیئت از خلافت كسی حرف نمی‌زند. اگرچه در آن دوره امپراتوری اسلام در برابر غرب یك قدرت بود. اگرچه در درونش مشكلاتی داشتیم اما وحدتی در جهان اسلام وجود داشت.

هیئت اتحاد اسلام تا زمانی كه رضاخان هنوز مسلط نشده بود به عنوان یك جریان خوب وجود داشت. حتی نهضت جنگل ابتدا با این هیئت شروع شد. یا خود شهید مدرس و علمای تهران، هیئت اتحاد اسلام داشتند. این موضوع به عنوان یك جریان اسلامی قابل تحلیل است.

///ناسیونالیسم

مسئله دیگر آن زمان ناسیونالیسم بود كه انگلیسی‌ها راه انداختند. ناسیونالیسم با وطن دوستی فرق دارد. ناسیونالیسم یك ایدئولوژی است و نتیجه ناسیونالیست به پان كردیست، پان عربیست و ... می‌انجامد.

سید با این اندیشه مبارزه می‌كرد و می‌گفت این هم شرك است و هم جامعه اسلامی را از بین می‌برد. منادی‌هایش در ایران آخوندزاده و میرزا آقاخان كرمانی و امثال اینها بودند. در عثمانی، دیاگوگالب ‌نظریه‌پرداز پان تركی بود كه بعدها حكومت مصطفی كمال روی كار می‌آید و بر مبنای اندیشه بود.

///ترور ناصرالدین شاه

آخرین حركتی كه در مورد سید جمال شروع شد ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای كرمانی بود. او از شاگردان سید بود و همین امر منجر به شهادت سید شد. چون دولت ایران درخواست كرد سید را به ایران برگرداند. دولت عثمانی قبول نكرد ولی گویا با دسیسه خود انگلیسی‌ها سید به شهادت رسید.

///آسیب شناسی جریان سیدجمال الدین اسد آبادی

ما باید دو موضوع را در نظر بگیریم یكی آسیب‌شناسی حركت سید است بالاخره هر حركت آسیب‌هایی دارد. این آسیب‌شناسی به معنای نفی نیست چون اگر ما آن موقع هم بودیم همان كار را انجام می‌دادیم اما الان بعد از گذشت بیش از صد سال به کارها و فعالیت امثال سید نگاه می‌کنیم. خب امکان دارد که انسان در زندگی‌اش دچار اشتباهات و ایراداتی باشد. خب فعالیت‌های سید هم بدون آسیب نیست.

اولین آسیب این حركت، پراكندگی است اگر در جایی متمركز می‌شد نتایج بهتری داشت. دوم عدم پیوند مستمر سید با حوزه علمیه است. ما این مشكل را با علمای بعدی هم داشتیم كه وقتی سمت سیاست می‌رفتند ارتباطشان را با مجموعه حوزه قطع می‌كردند.

مسئله سوم نوع فعالیت سید بود. او در ابتدا بود فكر می‌كرد با نصیحت و اصلاح سلاطین مشكل جهان اسلام حل می شود. لذا خودش هم در اواخر عمر به همین اعتراف كرد و شروع به نصیحت سلاطین كرد. خودش هم می‌گوید اگر تخمی كه در شوره‌زار سلاطین پاشیدم را در متن جامعه می‌پاشیدم چقدر مؤثر بود. یا شاگردش شیخ محمد عبدو می‌گوید: سید از سلاطین شروع كرد و به ثمر نرسید، من از مردم شروع می‌كنم. او رئیس دانشگاه الازهر می‌شود و شروع به تفسیر قرآن و نهج‌البلاغه می‌كند. او اهل سنت است اما تحت تاثیر سید شرح نهج‌البلاغه می‌نویسد.

مسئله چهارم در مضان اتهام فرماسونری قرار گرفتن است. سید وقتی در مصر بود تقاضای عضویت در تشكیلات فراماسونری شرق را می‌دهد كه پذیرفته هم می‌شود و وارد می‌شود. سید چون مستقل فکر می‌کرد، می‌خواست که آنجا را تغییر دهد. بخصوص كه این لژ فرانسوی هم بود. بین انگلیس و فرانسه رقابت‌هایی است كه می‌شود از آن سود برد. احتمال دوم این است كه رفته ببیند در فراماسونری چه موضوعاتی مطرح می‌شود که با آنها مبارزه كند. احتمال سوم این است كه اشتباه كرده. البته هر سه به اشتباه می‌انجامد چون شخصیت بزرگ نباید در مضان اتهام قرار بگیرد. دستور است كه مؤمن باید از قرار گرفتن در موضع اتهام پرهیز كند. به هر صورت ایشان به آنجا می‌رود و كمتر از یك سال می‌ماند و اخراج می‌شود. آن هم به دلیلی تعصب به دین و مبارزه علیه استعمار كه با مبانی و تشكیلات فراماسونری نمی‌خواند. آقای صدر واثقی در كتاب نهضت سید جمال‌الدین حسینی به خوبی به این موضوع پرداخته و بر اساس اسناد لژ فراماسونری قاهره و آن دوران تحقیق بسیار خوبی كرده. در سال 50 برای پی بردن به اسناد این موضوع به قاهره رفته بود.

/// در غرب اسلام دیدم اما مسلمان ندیدم

ما داریم كه نظم از ویژگی مسلمان است. رعایت حقوق دیگران از ویژگی مسلمان است. هرجا كه اینها دیده شد و نشانه‌هایی از اسلام هست. پراكندگی و اختلاف به قول امام از جنود شیطان است. وقتی یك جوان به غرب می‌رود و این نشانه‌ها را که می‌بیند تشخیص می‌دهد که رفتارهای اسلامی در حال اجراست. سید جمال این نشانه‌ها را گفته اما اینكه در غرب اسلام را دیدم و مسلمان ندیدم، در اعلامیه‌ها و بیانیه‌های او دیده نمی شود بلكه از او نقل قول شده. او عوامل ترقی غرب را علم، مبارزه با ظلم و ستم، رعایت حقوق مردم، اجرای قانون و... را مطرح می‌كند.

مسئله بعدی از آفات، اطرافیان سید هستند که بعضی‌ها معتقد هستند که آنها بعد از سید تغییر رویه داده اند مانند میرزا آقا خان كرمانی که بابی و ازلی بوده و داماد یحیی صبح ازل که یك دوره باستان‌گرای و یك دوره غرب‌گرایی داشته است. البته آقای صدر واثقی می‌گوید که او اواخر داشت به اسلام می‌پیوست و كتابی در وصف پیغمبر می‌نوشت كه نیمه كاره ماند. شیخ احمد روحی، باجناق میرزا آقا خان و داماد یحیی صبح ازل بوده. برخی افرادی كه او با آنها ارتباط داشت در مضن اتهام بودند. سید نگاه سیاسی برجسته‌ای داشت که متوجه نبود این حركتش او را در مضان اتهام قرار می‌دهد که الان برخی به آن استناد می‌كنند. ما این آفات را در نهضت جنگل هم داریم اگر میرزا كوچك‌خان را هم با حفظ بزرگی و عظمتش بررسی كنیم همین است.

موضوع پایانی این است که عدم فرصت تكوین مبانی فكری سید است كه اگر فرصتی می‌كرد به تدوین و تبیین می‌پرداخت بهتر بود. البته این هم هست كه ایشان هرجا می‌رفت چمدانی از نوشته‌ها و كتاب داشت که گویا این چمدان در ایران به سرقت رفته بود. شاید نوشته‌هایی داشته باشد. اما امروز یكی از راه‌های شناخت سید، شناخت دوستان و دشمنان سید است. شهرت سید در جهان و كشورهای اسلامی بیشتر از ایران است و كتاب بیشتر نوشته شده. در ایران مثلا شاید حدود نزدیك به 80 عنوان كتاب درباره سید نوشته شده باشد كه 11 كتاب علیه سید است. 60 و خرده‌ای كتاب به دفاع سید است.

افرادی که علیه سید مطلب نوشته‌اند مانند فریدون آدمیت كه پدرش فراماسون و خودش آدمی مادی بود یا اسماعیل رائین كه مرتبط با ساواك همکاری می‌کرد و معلوم بود با هدایت ساواك علیه سید مطلب نوشته است. یا مثلا تقی‌زاده هم كتابی نوشته که طبق معمول شیطنت كرده است. شخصیت سید را در یک ابهام و هاله‌ای از سؤالات مطرح کرده که از جمله می‌توان به این اشاره کرد که در آنجا گفته سید ختنه نشده بود. دکتر شریعتی در این زمینه به شوخی می‌گفتند که آقای تقی زاده در این امور کارشناس هستند. در حالیكه او، سید است و پدرش از علمای همدان است.

تیپ‌های كمونیست عموما علیه سید می‌نویسند چون او مبلغ اسلام بود. تیپ‌های شاهنشاهی علیه سید می‌نویسند چون او مدافع اسلام و علیه سلاطین بود. عوامل غرب به خصوص انگلیسی‌ها علیه او مطلب می‌نوشتند. یا به یکی از فلاسفه فرانسه كه مناظره‌ای در بحث قضا و قدر با سید دارد. سید جواب او را می‌دهد. این مناظره جایگاه فلسفی و علمی سید را هم نشان می‌دهد.

البته بعضی از مذهبی‌ها به دلیل عدم مطالعه و فهم علیه سید صحبت‌هایی می‌کنند. اگر انها کتاب نهضت‌های صد ساله اخیر شهید مطهری را بخواند به شخصیت سید پی می‌برند. بعضی از ما به دلیل نداشتن علم و سواد اشتباهات بزرگی می‌كنیم. برای شناخت سید باید موافقان و مخالفان او را شناخت مثل كواكبی از علمای بزرگ، از سادات ساكن سوریه كتاب‌های زیادی دارد كه سید را درك كرده است. شیخ محمد عبدو رئیس دانشگاه الازهر، تاریخ نهج‌البلاغه، مفسر قرآن، اقبال لاهوری چقدر در ستایش سید شعر گفته. شهید مطهری وقتی می‌خواهد در مورد انقلاب اسلامی صحبت كند می‌گوید سلسله جنبان نهضت اصلاح‌گری در جهان اسلام سید جمال‌الدین است. دكتر شریعتی همین‌طور، میرزا محمد حسین نائینی با مرحوم سید ابوالحسن جلوه از فلاسفه و عرفای دوره ناصری ارتباط داشته. یك جلسه به طور مفصل با سید صحبت می‌كند. میرزا ابوالحسن می‌گوید من اگر جلوه نبودم دوست داشتم سید جمال باشم چون فیلسوف و عارف بود. شخصیت خود را دوست دارد اما می‌گوید اگر این نمی‌بودم دوست داشتم آن باشم.

آقای خسروشاهی 40 و خرده‌ای كتاب در مورد سید جمال دارد موقعی كه مصر بود 15 جلد را آنجا تدوین كرد و كسی است كه از سال‌های 34 و 35 تا به حال در مورد سید تحقیق می‌كند و می‌نویسد. استاد محیط طباطبایی تقریبا با یك واسطه نسل از سید نقل قول‌ها و كتاب‌هایی دارد. نهضت بیداری شرق كتاب تحقیقی است و مقالاتی هم دارد. آقای صدر واثقی متخصص موضوع است.

اما مخالفین سید، بیشتر به دلیل اسلامیتش، مبارزه با غرب، مبارزه با استبداد، بوجود آوردن یك نهضت و بیداری اسلامی، علیه سید می‌نویسند. البته هنوز هم تحقیق پیرامون سید جمال باید ادامه داشته باشد. آقای خسروشاهی سایتی را به نام سید جمال طراحی كرده. چندین همایش متعارف بعد از انقلاب گذاشته شده اما حوزه و دانشگاه باید پایان‌نامه‌ها را سوق دهد تا ابعاد شخصیت سید مشخص شود. در تعاملی كه دانشگاه‌های ما با هند و افغانستان و مصر و تركیه دارند باید بخواهند كه اسناد آنها بیایند.

گفتگو از حسین محمدی-مشرق

"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَِّجلْ فَرَجَهُمْ"





نوع مطلب : مقاله، مقاله شیطان پرستی و ماسونی، فراماسونری، 
برچسب ها : سید جمال الدین اسد آبادی، فراماسونری،
لینک های مرتبط :
شنبه 23 اردیبهشت 1396 ساعت 21 و 43 دقیقه و 50 ثانیه
Hello, I read your blogs like every week. Your humoristic style is awesome, keep doing what you're doing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

follow mahdi against satan

 
 
بالای صفحه