تبلیغات
ضد شیطان پرستی - زندگی نامه امام جواد (ع) قسمت (1)
 
ضد شیطان پرستی
قولو لا اله الا الله
درباره وبلاگ


سلام به همه منتظران !
اونایی که منتظر فرج مولا (عج) هستن!
امیدوارم هر چه زودتر مولا (عج) ظهور کنن و دل ما رو شاد کنن!
برای سلامتی و ظهور مولا (عج) صلواتی را هدیه فرمایید!
راستی پیشنهاد و انتقاد یادتون نره!

مدیر وبلاگ : محمد سرمدی
نویسندگان

أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الْشَیْطانِ الْرَجیمْ

بِسْمِ اللهِ الْرَحْمنِ الْرَحیمْ

إِنَّما یُرِیدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکْمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً {الأحْزَابْ/33}

 

حضرت جواد (علیه السّلام) امام نهم شیعیان است، پدر گرامی شان امام علی بن موسی الرضا (علیهما السّلام) و مادرشان به نام سبیکه نوبیه بود. در ماه مبارک رمضان سال 195ق متولد شدند و در آخر ذى قعده سال 220 در سن بیست و پنج سالگی به شهادت رسید و در بغداد، قبرستان قریش کنار قبر جد بزرگوارشان حضرت موسى بن جعفر (علیهما السّلام) دفن شدند.[1]

ولادت امام جواد (علیه السّلام)

امام جواد (علیه السّلام) شب جمعه نوزدهم ماه مبارک رمضان یا نیمه ماه مبارک رمضان سال 195 هجرى در مدینه متولد شدند.[2]در آخر ذى قعده نیز گفته‏ شده است.[3]

نام، کنیه و القاب امام جواد (علیه السلام)

نام مبارک امام نهم محمّد، کنیه ‏ایشان ابو جعفر و کنیۀ مخصوص شان ابو علی است، القاب مبارک شان، مختار، متوکل، متقى، زکى و تقى، منتجب و مرتضى و قانع و جواد و عالم می باشد.[9]

طبق روایتی امام رضا (علیه السّلام) ایشان را، صادق، صابر، فاضل، نور دیدۀ مؤمنان و مایۀ غیظ و خشم ملحدان لقب دادند.[10]

دوران کودکی امام جواد (علیه السلام)

برخى‏ روایات‏، حکایت‏ از آن‏ دارند که‏ امام‏ جواد در جریان‏ طواف‏ پدرشان‏ به‏ گرد کعبه‏ در همان‏ سالى‏ که‏ قصد خراسان‏ داشتند، خطر را بر ایشان‏، احساس‏ کردند، در این‏ رابطه‏ در اعیان‏ الشیعه به‏ عنوان‏ دلیلى‏ بر این‏ امر به‏ نقل‏ از امیة بن‏ على‏ آمده‏ است‏ که‏ گفته‏:

در آن‏ سالى‏ که‏ امام‏ رضا (علیه السلام) قصد سفر به‏ خراسان‏ داشتند و حج‏ وداع‏ به جاى‏ آوردند بنده‏ در خدمتشان‏ بودم‏، فرزند ایشان‏ ابو جعفر الجواد (علیه السلام) نیز همراهشان‏ بودند، حضرت‏ وداع‏ از خانه‏ خدا را به جاى‏ آوردند و در آنجا نماز گزاردند. امام‏ جواد (علیه السلام) به‏ گردن‏ یکى‏ از غلامان‏ آن‏ حضرت‏ آویخته‏ بودند و غلام‏ ایشان‏ را مى‏گرداند، در این‏ هنگام‏ امام‏ جواد (علیه السلام) پایین‏ آمدند و در حجر ابراهیم‏ نشستند‏ و نشستن‏ ایشان‏ به درازا کشید، موفق‏ (غلام‏) به‏ ایشان‏ گفت‏: فدایتان‏ شوم‏ برخیزید. امام‏ جواد (علیه السلام) برنخاستند‏ و فرمودند: از این‏ جایم‏ تکان‏ نمى‏خورم‏ مگر آن که‏ خداوند خواسته‏ باشد و غم‏ چهره‏ ایشان‏ را فرا گرفت‏. موفق‏ خدمت کار پیش‏ امام‏ رضا (علیه السلام) آمده‏ و جریان‏ فرزندشان‏ امام‏ جواد (علیه السلام) را با ایشان‏ در میان‏ گذارد، امام‏ رضا (علیه السلام) خود نزد وى‏ آمدند و‏ به‏ ایشان‏ گفتند: فرزندم‏ برخیز، خوددارى‏ ورزید و گفت‏: من از جایم تکان نمى‏خورم در حالى که شما با این خانه (خانه خدا) وداعى گفتى که دیگر بدان باز نخواهى گشت و سرانجام همراه پدر برخاستند و به آنجا که پدر مى‏خواست همراه پدرشان رفتند.

از این روایت چنین برمى‏آید که آن حضرت طى زیارت پدرشان از خانه خدا و وداع ایشان، خطراتى که انتظارشان را مى‏کشید درک کرده بودند و درک چنین امرى البته از چنان سنى برنمى‏آید. اگر آنچه را که در رابطه با به ازدواج درآمدن دختر مأمون (ام الفضل) با ایشان اندک زمانى پس از فوت پدرشان را که در پى گفت وگوى میان مأمون و عباس از یک سو و امام جواد (علیه السلام) و قاضى القضات یحیى بن اکثم از سوى دیگر انجام شد، در نظر بگیریم مى‏توان ادعا کرد که آن حضرت به هنگام فوت پدرشان بیش از ده سال و احتمالا در حدود چهارده سال سن داشته‏اند حال آن که روایاتى که این نظر را تأیید کنند، در دست نداریم.[11]

والدین امام جواد (علیه السلام)

پدر امام جواد (علیه السّلام) امام هشتم شیعیان، امام علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) ، و مادرشان ام ولد بوده و نام او سبیکه از اهل نوبه (از شهرهاى افریقا)، از خاندان ماریه قبطیه‏، همسر پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) ، بوده است.[12] امام رضا (علیه السّلام) او را خیزران نامید.[13] از نظر فضائل اخلاقى در درجه والایى قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود، به طورى که امام رضا (علیه السّلام) از او به عنوان بانویى منزه و پاک دامن و با فضیلت یاد مى‏کردند.[14]

ازدواج امام جواد (علیه السلام)

مامون خلیفۀ عباسی چون در میان یک سلسله تنگناها و شرائط دشوار سیاسى قرار گرفته بود، براى رهایى از این تنگناها، تصمیم ‏گرفت ‏خود را به خاندان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) نزدیک سازد، بر همین اساس با تحمیل ولیعهدى بر امام هشتم (علیه السلام) مى‏خواست ‏سیاست چند بعدى خود را به مورد اجرا بگذارد. و نیز با تظاهر به مهربانى و دوستى نسبت‏ به امام جواد (علیه السلام) تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده‏اى را که از تحمیل ولیعهدى بر امام رضا (علیه السلام) در نظر داشت از این وصلت نیز به دست آورد. بر اساس همین طرح بود که امام جواد (علیه السلام) را در سال 204 هـ ق یعنى یک سال پس از شهادت امام رضا (علیه السلام) از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتى که در جلسه مناظره امام جواد (علیه السلام) با یحیى بن اکثم گذشت[15]، دختر خود «ام الفضل‏» را به همسرى حضرت درآورد.[16]

همسران امام جواد (علیه السلام)

از مطالعۀ کتب تاریخی و روایی فهمیده می شود که امام جواد (علیه السلام) دارای دو همسر بودند به نام های سمانه مغربیه مادر امام هادی (علیه السلام) ، و ام الفضل (دخترمامون خلیفۀ عباسی) که امام از او صاحب فرزند نشدند.[17]

فرزندان امام جواد (علیه السلام)

دربارۀ فرزندان امام جواد (علیه السلام) بین منابع و کتب انساب اختلاف وجود دارد. شیخ طبرسی می گوید: امام‏ جواد (علیه السلام) دو پسر و سه دختر از خود به جاى گذاردند که یکى از آنان حضرت هادى (علیه السلام) است و دومى هم به نام موسى می باشد و دختران آن جناب هم حکیمه، خدیجه و ام کلثوم نام داشته‏اند، و بعضى هم گفته‏اند: که ایشان دو دختر بنام فاطمه و امامه از خود باقى گذاشته اند.[18] در برخی منابع دیگر نیز تا پنج پسر نیز به ایشان نسبت داده شده است، اما آنچه همۀ منابع درباره‌اش اتفاق نظر دارند، این است که فرزندان ذکور ایشان دو نفر بوده‌اند: امام علی الهادی (علیه السلام) و موسی مبرقع. به این دو فرزند ایشان در همه منابع اشاره شده است.[19]

با این حال در منابع قدیمی تنها "ابن عنبه" در کتاب "عمدة الطالب" چهار پسر برای ایشان بیان کرده است: امام هادی(علیه السلام) ، موسی مبرقع، حسن و محمد.[20]

در برخی کتاب‌های انساب که در دورۀ اخیر نوشته شده است، می‌توان به نام پنج فرزند پسر برای امام جواد رسید: امام هادی (علیه السلام)، موسی مبرقع، محمد، علی و یحیی.[21]

به نظر می‌رسد علت این اختلافات تفاوت گزارشاتی است که در منابع اولیه وجود داشته است و یا شاید علت آن این باشد که از برخی از این افراد نسلی باقی نمانده و از برخی از آنها نسلی وجود دارد.

آنچه مسلم است، این که از امام هادی (علیه السلام) و موسی مبرقع نسلی به جا مانده است. نسل موسی مبرقع که خودش در قم مدفون است، اکنون در قم و شهرری حضور دارند.[22] هر چند امروزه خاندانی در عراق خود را به یحیی فرزند امام جواد (علیه السلام) منتسب می دانند[23]، اما این در منابع تاریخی نیامده است.

شهادت امام جواد (علیه السلام)

آن حضرت در شهر بغداد در ماه ذى قعده سال دویست و بیست هجرى به شهادت رسیدند و آن هنگام بیست و پنج سال از عمر شریف شان گذشته بود.[24] ایشان روز شنبه ششم ذى حجه سال دویست و بیست در بغداد در حالى که مسموم شده بودند، شهید شدند و در آن هنگام بیست و پنج ساله بود.[25] این مسئله را امام رضا (علیه السلام) پیش گویی کردند: پس از تولد امام جواد (علیه السلام)، امام رضا (علیه السلام) فرمودند: فرزندم به ناحق به شهادت می‌رسد. اهل آسمان برای او می گریند و خداوند متعال بر دشمن او و کسی که بر او ستم روا داشته است، خشم می گیرد و طولی نمی کشد که او را به عذاب دردناکی مبتلا می‌کند.[26]

کیفیت شهادت امام جواد (علیه السلام)

در بارۀ این که امام جواد (علیه السلام) به چه نحوی به شهادت رسیدند، اقوال مختلفی وجود دارد که در این جا به دو قول مشهور اشاره می شود:

الف: معتصم خلیفۀ ستم گر عباسی برادر مأمون و عموی ام فضل دختر مأمون، پیوسته نقشه هایی را برای به شهادت رساندن امام جواد (علیه السلام) اجرا می کرد و در این زمینه با ام فضل نیز همدست شده بود که امام جواد (علیه السلام) را مسموم کند؛ زیرا معتصم می دانست که ام فضل از آن حضرت منحرف شده است و به شدت علیه امام (علیه السلام) موضع گرفته است. بر این اساس ام فضل نیز در خواست معتصم را پاسخ مثبت داد و سمیّ را در انگور جا سازی کرد و در پیش روی آن حضرت نهاد و همین که امام جواد (علیه السلام) از آن انگور خورد، ام فضل پشیمان شد و شروع به گریه کرد حضرت فرمودند: گریه ات برای چیست؟ سوگند به خدا، خداوند آن چنان تو را به دردی در ناحیه رحم دچار سازد که جبران پذیر نباشد و به بلایی گرفتارت کند که قابل کتمان نباشد. بر اثر همین نفرین ام فضل بیمار شد و از دنیا رفت.[27]

ب: ابن ابی دؤاد، یکی از قاضیان معروف زمان معتصم، می‌گوید:

امام جواد (علیه السلام) در مجلسی با استناد به آیات قرآن و روایات پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) برای معتصم ثابت کرد که حد دزدی، قطع انگشتان دست است. سپس انگشتان شخصی که اعتراف به دزدی کرده بود، طبق حکم امام جواد (علیه السلام) و به فرمان معتصم قطع شد.

سه روز پس از این ماجرا نزد معتصم رفتم و گفتم: « خیر خواهی برای امیر المؤمنین امری واجب است.» بعد به او گفتم در مجلسی که همه فقها و دانشمندان، وزیران، نویسندگان و فرماندهان جمع شده اند و اخبار آن به گوش مردم می رسد، صلاح نیست خلیفه همه نظرها را رد کند و نظر فردی را که فقط عده‌ای از مردم معتقد به امامتش هستند، بپذیرد. معتصم از شنیدن این حرف رنگ به رنگ شد و تازه فهمید چه اشتباهی کرده. فردای آن روز به یکی از وزیرانش دستور داد امام جواد (علیه السلام) را به منزل خودش دعوت کند و به او غذای زهرآلود بدهد. امام جواد (علیه السلام) به او فرمودند: « می‌دانید که من در مجالس شما حاضر نمی‌شوم».

وزیر گفت: «من فقط شما را دعوت کرده‌ام. دوست دارم پا روی چشم من بگذارید و داخل خانه من بشوید. این را مایه برکت خانه‌ام می دانم». امام جواد (علیه السلام) با اصرار صاحب خانه و بدون تمایل قلبی، دعوتش را پذیرفتند.

امام وقتی وارد منزل او شدند و قدری از غذایش را تناول فرمودند، احساس مسمومیت کردند. مرکب سواری خود را طلب کردند و در پاسخ صاحب خانه که گفت « تشریف داشته باشید»، فرمودند:« از خانه‌ات خارج شوم، برای خودت بهتر است.»

پس از آن شب، امام جواد (علیه السلام) پیوسته در حال بیماری و تهوع به سر می‌بردند تا از دنیا رحلت فرمودند.[28]

مرقد امام جواد (علیه السلام)

حضرت امام جواد (علیه السّلام)در قبرستان قریش در بغداد (کاظمین) در کنار قبر جدشان، حضرت موسى بن جعفر (علیهما السّلام) به خاک سپرده شدند.[29]

امامت امام جواد (علیه السلام)

امام پس از شهادت حضرت على بن موسى الرضا (علیهما السّلام)، فرزندشان حضرت محمد بن على (علیهما السّلام) است. اثبات امامت ایشان به واسطۀ نص صریح و اشاره‏اى است که از پدر بزرگوارشان در بارۀ امامت آن حضرت رسیده، و همچنین به واسطۀ کمال و فضل ایشان که در روایات بسیاری آمده است. مدت امامت و جانشینى آن حضرت از پدرشان هفده سال بود.[30]

دلایل امامت امام جواد (علیه السلام)

در کتاب های روایی دلائلی برای امامت امام جواد (علیه السلام) ذکر شده که در این جا به پاره ای از آن دلائل اشاره می شود:

1. احادیثی که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آمده و در آن اسامی امامان (علیهم السلام) آورده شده است، مانند حدیث لوح.[31]

2. افراد بسیاری نص صریح از حضرت رضا (علیه السّلام) دربارۀ امامت فرزندش امام جواد (علیه السّلام)،را روایت کردند، مانند، على بن جعفر بن محمد الصادق (علیهما السّلام)، صفوان بن یحیى، معمر بن خلاد، حسین بن بشار، ابن ابى نصر بزنطى، ابن قیاما واسطى، و ... .[32]در ذیل بعضی از روایات ذکر می شوند:

الف- از حسن بن جهم روایت شده که گفت: من در حضور حضرت امام رضا (علیه السلام) بودم، حضرت جواد (علیه السلام) هم که در سن کودکى بودند، در محضر آن بزرگوار بودند. پس از گفت و گوى طولانى حضرت رضا (علیه السلام) به من فرمودند:

"اى حسن! اگر من به تو بگویم این بچه، امام تو خواهد بود چه خواهى گفت؟" گفتم: فدایت شوم، شما هر چه بفرمایید من نیز همان را مى‏گویم. امام (علیه السلام) فرمودند: درست مى‏گویى". آن گاه حضرت رضا (علیه السلام) کتف حضرت جواد (علیه السلام) را باز کرد و رمزى را که نظیر دو انگشت بود، به من نشان دادند و فرمودند: نظیر همین رمز، در همین موضع از بدن حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام) بود.[33]

ب- ابن قولویه (به سند خود) از زکریا بن یحیى صیرفى حدیث کند که گفت:

شنیدم على بن جعفر براى حسن بن حسین بن على بن حسین حدیث می گفت و در ضمن سخنانش چنین گفت: خداوند حضرت رضا (علیه السّلام) را یارى کرد آن گاه که برادران و عموهایش به او ستم کردند! و حدیثى طولانى نقل کند: تا می رسد بدین جا که على بن جعفر می گوید: پس من برخاستم و دست حضرت ابى جعفر محمد بن على (امام جواد علیه السلام) را گرفته گفتم: گواهى می دهم در نزد خداى عز و جل که تو امام من هستى، پس حضرت رضا (علیه السّلام) گریستند، آن گاه فرمودند: عموجان مگر نشنیدى که پدرم می فرمودند: رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: پدرم به فداى پسر بهترین کنیزان پسر کنیز نوبیه (اهل نوبه) پاکیزه، از فرزندان او است آن غایب آواره و خون خواه پدر و جدش، آن کس که از دیده‏ها پنهان شود، پس مردم بگویند: مرد، یا این که هلاک شد، یا به کدام دره افتاده و رفته است؟ من عرض کردم: راست گفتى قربانت شوم.[34]

کرامات امام جواد (علیه السلام)

امام جواد (علیه السلام) مانند سایر امامان (علیهم السلام) دارای کرامات زیادی بودند که در ذیل به بعضی از آنها اشاره می شود:

الف- یحیى بن ابى عمران گفت: گروهى از اهالى رى خدمت حضرت جواد (علیه السلام) رسیدند میان آنها مردى زیدى مذهب بود. آنها مسائلى سؤال کردند حضرت به غلام خود فرمودند: دست این مرد را بگیر و خارج کن مرد زیدى گفت: «اشهد ان لا اله الا اللَّه و ان محمّدا رسول اللَّه و انک حجة اللَّه».

ب- عمران بن محمّد گفت: برادرم زرهی داد که به حضرت جواد (علیه السلام) بدهم با مقدارى اسباب آنها را آوردم ولى زره را فراموش کردم. همین که خواستم از خدمتشان مرخص شوم فرمودند: زره را هم بیاور.

همچنین مادرم تقاضا کرده بود که پیراهنى از آن جناب بگیرم براى او فرمودند: احتیاجى ندارد خبر رسید که او بیست روز قبل فوت شده است.

ج- محمّد بن اورمه گفت: معتصم گروهى از وزیران خود را خواست به آنها دستور داد به دروغ گواهى دهند که محمّد بن على بن موسى (علیهم السلام) تصمیم خروج و قیام دارد بعد حضرت را خواست گفت تصمیم دارى در دولت من قیام کنى. فرمودند: به خدا قسم چنین تصمیمى ندارم.

معتصم گفت: فلان کس و فلانى بر کار تو شهادت می دهند آنها را حاضر کردند. گفتند: صحیح است ما این نامه‏ها را از بعضى غلامان تو به دست آورده‏ایم.

حضرت جواد (علیه السلام) در اطاق جلو بودند دست‏هاى خود را بلند کردند و گفتند: خدایا اگر دروغ می گویند اینها را بگیر. یک مرتبه دیدم اطاق جلو چنان به حرکت در آمد می رود و مى‏آید هر کدام از ایشان تصمیم حرکت کردن میگیرد، به زمین مى‏افتد. معتصم صدا زد یا ابن رسول اللَّه من از حرف خود توبه می کنم از خدا بخواه که اطاق از حرکت بایستد. گفت خدایا اطاق را آرام فرما تو می دانى ایشان دشمن تو و من اند، اطاق آرام گرفت.[35]

شبهات و پاسخ ها پیرامون امامت امام جواد (علیه السلام)

به طور طبیعی گردن نهادن بزرگان و علما و پیران و جوانان و...، به ولایت شخصى کم سن و سال، سنگین مى‏نمایاند و پذیرش این ولایت، به راحتى پذیرش اولیا دیگر که از حیث سن و سال دورانى را گذرانده‏اند، براى مردم یکسان نخواهد بود. برخی از معاصران امام جواد (علیه السلام) دربارۀ آن حضرت که در کودکی به امامت رسید،شبهه ای به نظرشان آمد که از امام رضا (علیه السلام) سؤال نموده و توضیح مى‏خواستند که آن حضرت پاسخ فرمودند؛ به عنوان نمونه در ذیل به حدیثی اشاره می کنیم.

از محمودى روایت شده که گفت: من در طوس در حضور حضرت امام رضا (علیه السلام) بودم. یکى از یاران آن بزرگوار گفت: اگر حادثه‏اى براى حضرت رخ دهد، امام بعد از آن برگزیده خدا که خواهد بود؟!

حضرت امام رضا (علیه السلام) به وى توجهى کردند و فرمودند: "بعد از من باید براى امر امامت به پسرم حضرت جواد (علیه السلام) رجوع شود". وى گفت: سن امام جواد (علیه السلام) کم است؟! حضرت رضا (علیه السلام) فرمودند: خدا حضرت عیسى بن مریم (علیه السلام) را براى مقام پیامبرى برانگیخت، در صورتى که سن آن حضرت (علیه السلام)، از امام محمد تقى (علیه السلام) کمتر بود".[36]

شخصیت علمی امام جواد (علیه السلام)

امام جواد (علیه السلام) مانند امامان دیگر با بهره‌مندی از علوم توحیدی و دریافت حقایق از عوالم ملکوتی، قطره‌هایی از دریای علم و حکمت را در صحنه‌های مختلف زندگی‌شان به نمایش گذاشته است، که مهم ترین آنها مناظرات علمی و تربیت شاگردان برجسته است، که علوم و دانش های خود را توسط آنان در جامعه منتشر می کردند، دورۀ امام جواد (علیه السلام) تا امام عسکری (علیه السلام) به دلیل فشارهای سیاسی و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعالیت آنان بسیار محدود بود.[37]

--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشتها:
[1]. کلینی،الکافی، ج 1، ص 492، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، تهران، 1362ش.
[2]. شیخ مفید، الإرشاد، ج‏2، ص273، ناشر کنگرۀ شیخ مفید، چاپ اول، قم، 1413ق؛ نیشابوری، فتال، روضة الواعظین، ج1، ص243، انتشارات رضی، چاپ اول، قم، بی تا
[3]. روضة الواعظین، ج1، ص243.
[4]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 320، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، تهران، 1362ش؛ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (علیه السلام)، ج 2، ص 209، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378 ق.
[5]. کافی، ج1، ص 286 .
[6]. کافی، ج1، 321؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج50، ص 22، مؤسسه الوفاء، بی چا، بیروت، 1404ق.
[7]. نوبه بلاد بزرگی است در سودان که بلال حبشى هم از آن
¬جا بوده است.
[8]. کافی، ج 1، ص 323.
[9]. بحار الأنوار، ج‏50، ص16.
[10]. ...وَ کَانَ یَقُولُ لَهُ الرِّضَا (علیه السلام) الصَّادِقَ وَ الصَّابِرَ وَ الْفَاضِلَ وَ قُرَّةَ أَعْیُنِ الْمُؤْمِنِینَ وَ غَیْظَ الْمُلْحِدِینَ، عیون أخبار الرضا(علیه السلام)، ج ‏2،ص 250.
[11]. ، زندگانى دوازده امام (علیهم السلام)، ج ‏2، 446- 445.
[12]. شیخ مفید، الإرشاد، ج ‏2، ص 273، ناشر کنگرۀ شیخ مفید، چاپ اول، قم، 1413ق.
[13]. قمى، شیخ عباس، منتهى الآمال، ج ‏3، ص 1083، انتشارات فراروی، چاپ دوم، 1381ش.
[14]. کلینى، همان کتاب، ص 315 و 492؛ ابن شهراشوب، مناقب آل ابى طالب، ج 4، ص 379، قم، المطبعة العلمیة.
[15]. الإرشاد، ج 2، ص 5-282.
[16]. پیشوایی، مهدی، سیرۀ پیشوایان، ص 556 ، مؤسسه تحقیقاتی و تعلیماتی امام صادق (علیه السلام)، چاپ سوم، قم، 1375ش.
[17]. قمی، شیخ عباس، منتهى الآمال، ج‏3،ص1810؛ آیت الله خزعلى، موسوعة الإمام الجواد علیه السلام‏، ‏ج1، ص39-40، مؤسسة ولى العصر، چاپ اوّل،‏ قم، ‏1419 ق‏.
[18]. شیخ طبرسى‏، إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 355، اسلامیه.
[19]. برای مثال شیخ مفید در کتاب ارشاد و ابن عنبه در عمدة الطالب و ابن صباغ در الفصول المهمة و تستری در تواریخ النبی و الآل و لواسانی در کتاب الدروس البهیة به این دو فرزند ایشان اشاره کرده اند. به جز ابن عنبه در کتاب عمدة الطالب بقیه منابع بر آن هستند که ایشان تنها همین دو فرزند پسر را داشته اند. ر. ک. به: انساب العترة الطاهرة، لبیب بیضون، ص 107، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت.
[20] . همان.
[21]. رجایی، سید مهدی، المعقبون من آل ابی طالب، ج 2، ص 30، مؤسسه عاشورا، قم.
[22]. همان؛ همچنین ر ک. به: منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 618، انتشارات هجرت، چاپ دوم.
[23]. سلطان، فتحی عبدالقادر، تاریخ و بیوتات آل البیت فی بلاد الرافدین، ص 382، دار المحجة البیضاء، بیروت، 1423هـ.
[24]. الإرشاد، ج‏2، ص273.
[25]. نیشابوری، فتال، روضة الواعظین، ج1، ص243، انتشارات رضی، چاپ اول، قم، بی تا.
[26]. بحارالانوار، ج 50، ص 15.
[27]. بحارالانوار، ج 50، ص 16.
[28]. بحار الانوار، ج 50، ص 6.
[29]. اصول کافی، ج1، ص 492؛ شیخ مفید، الارشاد، ص 316؛ طبرسى، أعلام الوری، ص 344.
[30]. الإرشاد، ج ‏2، ص 273.
[31]. کافی، ج 1، ص 527-528. در این حدیث آمده که اسامی دوازده امام در لوحی نوشته شده، و در دست حضرت زهرا (علیها السلام) بود.
[32]. الإرشاد، ج ‏2، ص 5-274.
[33].نجفى، محمد جواد، ستارگان درخشان، ج 11، ص 25
24.[منبع تکمیل شود]
[34]. الإرشاد، ج ‏2، ص 275.
[35]. خسروى، موسى، ‏زندگانى حضرت جواد و عسکریین (علیهم السلام)، (ترجمه بحار الأنوار)، ص33، ناشر، اسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1364 ش‏.
[36]. نجفى، محمد جواد، ستارگان درخشان، ج 11(سرگذشت حضرت امام محمد تقى (علیه السلام))، ص 24 - 25، کتابفروشى اسلامیه، چاپ پنجم، تهران،1362ش.
[37]. پیشوایی، مهدی، سیره پیشوایان، ص561.

 

"اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَِّجلْ فَرَجَهُمْ"





نوع مطلب : مقاله، مقاله دینی و مذهبی، امام محمد تقی ع، 
برچسب ها : امام جواد (ع)،
لینک های مرتبط :
جمعه 17 آذر 1396 ساعت 13 و 06 دقیقه و 00 ثانیه
Excellent write-up. I certainly love this website.
Stick with it!
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 07 و 31 دقیقه و 40 ثانیه
Remarkable! Its really awesome paragraph, I have got much clear idea about from this article.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 10 و 31 دقیقه و 59 ثانیه
I used to be able to find good advice from your content.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

follow mahdi against satan

 
 
بالای صفحه